2777
2789
عنوان

از زندگیتون راضی هستین⁉️

527 بازدید | 55 پست

سلام

اینکه الان تو این سن به همون چیزایی که میخواستین رسیدین؟

یعنی نسبت به تلاش و برنامه ریزی که برای خودتون داشتین، بهش رسیدین

مثلا اگه فکر میکردین ازدواج کنین و بچه دار باشین و بچه هاتون فلان باشن، (نه الزاما دکتر و مهندس، همون بچه های مودب که برای ادبشون هم زحمت کشیدین)شده؟

یا مثلا از چیزی که فکر میکردین الان باید باشین خیلی عقب ترین؟


من که فکر میکردم موقعیتم خیلی خیلی بهتر از الان میبود. الان حس درجا زدن دارم

تا چندسال پیش راصی بودم. طبق چیزی که انتطارشو داشتم، اندازه ی تلاشام بود. 

الان ولی نه

کاربری در دست ۳ نفر  دلیل تناقض بین تاپیک ها اینه  

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

به اندازه تلاشها و امکانات خودم هست. ولی فشارهای بیرونی جامعه خیلیامونو عقب انداخت. 

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

از زندگیم راضیم از موجودی کارتم ناراضیم😩😜

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...

تا 23 مجرد بودم و از مجردی ام راضی ...

بالای ده ساله متاهلم و از اونم راضی...

از 18 هم شاعلم و اونم راضی ...

بله فکر میکنم خوش شانس بودم که خدا فرصت زندگی به من داده

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی... چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی...  یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود... آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود😍 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792