ن میگم مادرشوهر منم همینه خیلی محلم نمیده
تنها چاره اینه برات مهم نباشه ربطی نداره فامیلین فامیل بدتره حتی
بنظر من یمدت حس کن کلا وجود نداره بود و نبودش یکیه
یسری و باید بی محلی کنی از صدتا حرف و فحش بدتره
فقط اومد خونت به عنوان مهمون احترامش بزار فقط در حد مهمون اینکه بشینی پیشش و خودمونی باشی باهاش نه
سرت به کار و پذیرایی گرم کن .
خونش هم خیلی کم برو من مثلا شاید دو ماه یبار برم در حد سر زدن و نیم ساعت سریع بلند میشم
اونم دیگه کمتر میاد نسبت به قدیم
من دیگه تصمیم گرفتم زنگش هم نزنم
تعارف نکنم برا خونمون بیاد
باید یک تغییری تو رفتارت بدی تا آدمها متوجه ارزشت بشن وگرنه تا عمر دارن اذیتت میکنن
بعد این کارها اگه دیدی رفتارش باهات خوب شد یعنی براش مهم بودی و باهات بهتر شده
ولی اکه دیدی دورتر و سردتر شد پس بدون از خداش و چه بهتر رابطه کم میشه و راجت میشی از دستش
الان جاری من همینکارو کرد .الان مادرشوهرم بکشی باهاش نه بیرون میره نه مسافرت نه خونش میره خب راحته دیگه شاید سالی دو سه بار فقط همو ببینن
ولی من چی هم مجبور بودم هر هفته ببینمش هم ببرمش سالی چندبار مسافرت چقدرم اذیت میشدم همون بهتر رابطه نباشه