خیانت کرد رهامون کرد بارداربودم و بگذریم ازش.. جدادشم و رفتم خونه ی پدرم یکسال مراحل قانونی و دادگاه و طی میکردیم ک بخاطر دوتا بچه ی نازم برگشتم ..
منت نزارم سر بچه هام البته .. اگه ۹۹ درصدش بچه هام بود باید بگم خونه ی پدریم حتی باوجود حمایتشون اما مث جهنم بود دیگه و تحملشو نداشتم
الان ۷/۸ماهه حدودا ک برگشتم اوایل شوهرم پرازعقده و کینه بود و ...
چندوقتیه خیلی خوب شده اهمیت میده بهمون ازنظر مالی تورفاه کاملیم اکثرا خونس فک نمیکنم درحال حاضر خیانت کنه هرچند اعتمادم بهش صفره
اخلاقش زمین تااسمون فرق کرده
ماشینمو ازم گرفته بود و فروختش ک جای مهریه کم نشه امروز گفت بیا بریم ببینیم یچیزی بخرم واست ..این واسم خیلی تعجب برانگیز بود
راستشو بخواید من زیاد محلش نمیزارم محبتم نمیکنم بعدازبرگشتم دلمم باهاش صاف نیست اما میگم شاید خدا ب راست هدایتش کرده اینبار من باعث نشم ک این فرصتی ک بم داده خدا سوخت شه
ولی نمیتونم ازته دل باش خوب باشم چیکارکنم ؟ چجور باش رفتارکنم ... شمابودید چیکارمیکردید همه میدونن بخاطر خیانتش جداشدم تواطرافیان و غرورم نمیزاره باش خوب باشم از نگاهای فامیل ب خودم خجالت زده ام احساس بی ارزشی و شکست دارم 😣