سلام خانما همسرم بنا به دلایلی برای دو سه ماهه رفته یه کشور دیگه بدجور دلتنگشم اصلا نمیتونم دوریشو تحمل کنم تازه دو سه روزه که رفته ولی هرچی خودمو با بچه ها و… مشغول میکنم حالم بده حواسم پرت نمیشه . بدجور دلتنگشم نه دلم به ورزش میره نه کارهای شخصی مثل مطالعه و … که خیلی دوست داشتم تنها شم کتاب هامو بخونم ولی دو روزه انگار فلجم بدجور دلتنگ میشم و همش اشک میریزمیواشکی گریه میکنم دلم میخواد زجه بزنم .
روز اول با همسرم ۵ ساعت تلفنی صحبت کردیم
روز دوم یه ساعت
امروز هم نیم ساعت
خیلی سرش شلوغه چون تازه رفته و باید بعضی کارها رو راست و ریس کنه نمیتونه زیاد احوال بگیره و صحبت کنه باید به کارها برسه ولی من تو خونه هستم هر گوشه خونه رو نگاه میکنم یادش میفتم دلتنگش میشم حتی دیروز با ماشین رفتم بیرون خرید وقتی پشت فرمون نشستم بوی عطر همسرم خوردبه بینیم و یاد رانندگیش افتادم دلم میخواست فرمون ماشینو ببوسم از بس دلتنگ شدم هی اشکم جاری شد دلم میخواست زجه بزنم ولی جلو بچه هام خودمو کنترل میکنم گاهی فقط اشک میریزم ولی وقتی با همسرم صحبت میکنم به روی خودم نمیارم زیاد که دلتنگشم که متمرکز کاراش باشه ولی تو تنهاییام خیلی بی قرارشم . همه لباساشو از جلو چشمم جمع کردم که بیشتر دلتنگ نشم ولی بوی عطرش هی یادم میاد صداش میپیچه تو گوشم محبتاش مهربونیاش حتی ناز کشیدناش خیلی دلم براش تنگ میشه . فکرشم نمیکردم انقدر دلتنگش بشم با خودم میگفتم تو این دو سه ماهی که نیس حسابی به کارهای شخصیم میرسم و … ولی نمیتونم .
راهکاری دارین خانما حالم بهتر شه ؟
امروز داشتم فکر میکردم به اطرافیان و دوست و آشناهایی که از همسرشون دور بود چه دلتنگیی رو تحمل میکردن یا حتی یاد مامانم افتادم که بابام رفته بود حج تمتع چطوری یه ماه دوریشو تحمل کرده و ما متوجه دلتنگیاش نمیشدیم چون کوچیک بودیم و …
نمیدونم چطوری راحت این دوران رو بگذرونم ؟ خدایا خیلی برام سخته دلمو تسلی بده