داداشه منه
یعنی همممممه کاراش بی عقلیه قشنگ دلم میخواد خفه اش کنم انقدر بی عقله
دختردایی من یبار اومد خونمون خواست با دخترخالش بره بیرون یواشکی پشت تلفن دیدم دختره بهش میگه نمیام امروز با دوست پسرم میخوام برم خونشون و اینا بعد خواهربزرگترش فکر کرد من نمی شنوم خواهرشو دعوا میکرد که ول کن این دختره خرا..ب رو نمیخواد بری باهاش اصلا..چیزی نکفتم تا رفتن
بعد داشتم برای مامانم تعریف میکردم قضیرو داداشم شنید
حالا عین احمقا برداشته بود به دخترداییم با تیکه و خنده میگفت دخترخالتم خوب پیچوندت اون دفع رفت خونه رلش هاهاهاها، هررررررچقد دخترداییم خودشو میزد کوچه علی چپ و انکار میکرد داداشم میگفت چراااا سارینا( من) خودش گفت خودش گوش داده😐😐😐😐😐😭😭😭وااااااای