2777
2789

من راستش با دوستم رابطم بهم خورده یکسال پیش هیچوقت هم دلیلشو بهم نگفت دیگه نه جواب پیام و زنگمو داد 

دیروز دیدمش داخل هیئت رفتم پیشش سلام کردمو اینا بعد گفت شما گفتم فاطمم نشناختی گفت نه یکم بیشتر معرفی کن گفتم رفتیم فلان جا و.. گفت اها چقدر تغییر کردی... بعد یک لحظه چشمم به دستاش خورد دیدم خیلی غیر طبیعی لرزش داشت و هی دوروبرو نگاه می‌کرد 

درصورتی که تغییر من اصلاااا طوری نبوده که بگی نشناخته 

امروز هم دیدمش با دوستش بود 

خیلی دلم براش تنگ شده غرورو گذاشتم کنار بهش پیام دادم گفت بله روم نشد دیگه چیزی بگم بعد که اومدم بیرون بهش گفتم کجایی؟ میتونی بیای دم در؟ 

اون داخل نشسته بود هنوز ولی وقتی بهش این پیام دادم رفت پشت یک دیواری که انگار چشم من بهش نخوره 

میشه راهنماییم بکنید خیلی دلم براش تنگ شده

خیلی ناراحت شدم که انقدر من توی هیئت هم گریم گفت بخاطرش و از خدا هم خواستم که راهنماییم کنن یا حداقل اون یک حرکتی بزنه ولی انگار نه انگار 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

و حتی اولین رفیقم هم هست یعنی دوست و همکلاسی دارم ولی باهم حرف نمی‌زنیم دراصل خودم هیچوقت از خودم و زندگیم برای کسی نگفتم 

روش واقعا حساب باز کردم و دوسش دارم 

دلش نمیخاد ارتباط بگیرهدیگه پاپیچش نشو

گفتنش که اره راحته 

ولی واقعا هیچ جوره نمیتونم دوستم دارم باز بک صحبتی باهاش داشته باشم 

اخه چطوری اینجوری یهویی 

رفتیم بیرون انقدر خوش گذشته که

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز