براش تو خونه عزاداری میکنم لباس مشکی میپوشم در توانم باشه در نذری ها کمک مالی میکنم .ولی نمیدونم چیکار کنم از صدای دسته ها میترسم حالم بد میشه .البته این ریشه تو بچگی داره چون مامانم منو میبرد دسته های شلوغ ک اون وسط چن بارم گم شدم ،چن بارم چون بچه بودم فشار جمعیت باعث میشد احساس خفگی کنم یا چن مورد دیک تو عزاداری ها دیدم ک البته اغراقه !از اون موقع اصن کابوسم شده تا صدای دسته میشنوم دست و پام میلرزه دوس دارم این ۱۰ روز رو برم ی جای خلوت ک هیشکی نباشه حتی تلویزیونم نباشه هیچی نشنوم بنظرتون برم روانشناس میتونه درمانم کنه چون واقعا برام معضل شده ؟
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
والا روانشناساون روانیایی برن که جوری طبل میزنن انگار تو صحرای کربلا ان ! شیشه های خونه مثل بید میلرزه خیلی عادیه که ادما از صدای مزخرف طبل خوششون نیاد من نمیدونم اون چجور عزاداریه
مثل ادم یه زیارت عاشورا بخونن دعا کنن خیلی بهتره !
والا روانشناساون روانیایی برن که جوری طبل میزنن انگار تو صحرای کربلا ان ! شیشه های خونه مثل بید میلر ...
اون که اشتباهه کاری ندارم
اما اسی مشکلش ترس از جمعیت و صدای بلنده در حالت عادی آدم خیلی نباید بترسه و اینکه میگه تو بچگی خاطرات بدی داشته حتما براش تبدیل به فوبیا شده و اگه پیگیر درمانش باشه براش بهتره و شدیدتر و گسترده تر نمیشه