سلام خانما
خبلی خلاصه بگم که( با هیچکدوم خانواده شوهر حرف نداریم خواهری داره اشوبه و ادمو بخاطر نوکری میخاد)خلاصه داداشای دیگ و دوتا خواهر دیگ هم قط ارتباطن با خونه پدر.. این زنیکه اشوب متاهله با بچش و شوهرش تو خونه پدر شوهرمه
همشون تو ی خونه رندگی میکنن
کلا از اول عروسی بعداینکه کلی دعوا بینمون انداختن خطشون ردیم و دیگ یکسال بیشتره خدارشکر ندیدیمشون
التن از این رو
میخان همگی تشریف ببرن شیراز
وپدرش ب شوهرم زنگ زده ک بیا کلید خونه بهت بدم برو شبا برق خونه روشن کن !!!
نظرخودم اینه ک نرارم بره چراا چون هیچ خیری برامون نداشته وقتی سال ب سال دورازجون بمیریم هم نه میفهمن ن براشون مهمه پس پدر حساب نمیشن این شخص
و واسه کسی ک بی خیره دوس نذارم خیر داشته باشم ولی شوهرم میگ بابامه گناه داره بزار بگیرم😪😥حقیقتش دلم براش میسوزه ولی خب عقل دارم دیگهههههه احه چرا برای کسی ک خیری نداره نوکری کنیم بعدش اون خونه دخترشه( زددش ب نام دخترعفزیطه) من برم نگهبان خونه دخترعفربطخ بشمممم
الان چیکارکنم بنظرتون
بزارم کلید بگیره یا نزارم؟