2777
2789
عنوان

روضه ی امشب منو ریخت بهم 💔

310 بازدید | 0 پست

 هرشب انگشتری که روزای آخر  داده بود بهم رو دستم میکنم میشینم پای روضه ی این شبهای محرم .

انگشتری که منو یاد کسی میندازه که ی روزی محرم ترین آدم توی این دنیا به من بود حتی از نزدیکتر از مادر ..


 مداح میخوند

 ای مستمع اگر خوانده شدی زهرا دعوت کرده ات 😭💔

میگفت امشب جوری عزاداری کنید که کربلا رو هدیه بگیریم معلوم نیست سال دیگه محرم باشیم یا نه ... اخم هام رفت تو هم

 با خودم گفتم امام حسین  اونی که خونمو خراب کرد با اسم تو  با پوشش چادر زیر حجم سنگین حجاب و پارسال و سال قبلترش مهمون خونه ت بود !! همه آدما رو فریب داد 


چجوریاست همچین آدمی تا کربلا میاد 

اونوقت منم کربلات بیام ؟

یعنی انصافه من و اون تو یه کف ه ترازو باشیم نمیگم آدم خوبی هستم اصلا؛  

 ولی حداقل وفادار بودم به شوهرم به زندگیم حداقل تو آشیانه ی هم جنس خودم آتیش ننداختم  ... دیگه توان ندارم به حق این محرم حق منو از این زن کثیف بگیر به حرمت همون کربلایی که هنوز ندیدم اگه میخوای ایمانم بهت ضعیف نشه حق منو از این زن بگیر 


من میخواستم مادر شم  ولی اون مادره 

من میخواستم زندگیم آروم باشه ولی اون الان تو آرامش ه 

من میخواستم ی همسر آروم و  بااخلاق داشته باشم اما برعکسش قسمتم شد و این زن تو بدتر شدن شوهرم مقصر بود ... 


خواستم بگم امام حسین هیچوقت نمیخوام کربلاتو ببینم😭

 تا زمانی که همچین آدمی رو راه میدی تو خونه ت .شاید دارم کفر میگم ولی من حقمو میخوام آرامش میخوام.... 

هربار اسم کربلا اومد گفتم نمیخوام 

هنوز ب اون درجه نرسیدم ک بیام ولی میدونید چرا نخواستم برم ؟؟؟

چون میدونستم این زن قراره از مهمونای که واس کربلا که من میرم پذیرایی کنه همونطور که من تو خونه ش کمک ش بودم 

چون میدونستم این زن تو خونه و زندگیم وول میخوره 


۴ شب ه دارم میرم مسجد و میدونم ته زندگی ۴ ساله م طلاق ه 

۴ شب ه انگشتری رو دست میکنم  که روزای آخر به وکیلش داد که بهم بده 

با همون تو روضه ت میشینم که آدمای دور و برم بدونن هنوز متاهلم  ....  اون انگشتر یادگار آدمی که به نون کارگری پدرش قسم می‌خورد اهل خیانت نیست ولی دست اون زن گرفته بود میومد خونه ... .


۴ ماه داره بهم سخت میگذره 

اون زن باید تاوان  آرامشی که از روح و روانم گرفته  رو پس بده 😔😔😔 


امشب مداح اسمی رو می‌برد میگفت ... ب این امام ه ...

 صدا میزد .... جان 

بعد گفت نه اینجوری قشنگتره با م مالکیت...

هیچکس نمیدونست من چرا امشب ضجه میزدم  هرسال

 بخاطر امام حسین و اولادش بود اما 

امشب مداح اسم کسی  و می‌برد که من ۴ سال اونو با م مالکیت صداش میزدم .. 


مرد بی ناموس من 


تو همه ی من بودی ... میومدم اینجا تو این سایت درد ودل میکردم 

می‌نوشتم

 کتک خوردم 

 تحقیر شدم 

 فحشم دادی  چون تنها همدم من آدمای غریبه ای بودن که از خانواده بهم نزدیکتر بودن چون نمیتونستم ظلمی  که تو با نامردی طی این ۴ سال بهم کردی رو با کسی در میون بزارم با سیلی صورتم سرخ نگه میداشتم که به همه بگم من و تو  خانواده ایم مشکلی اگر هس مثل بقیه زن و شوهراس ؛  امید داشتم بهت 

ولی حقیقت ی چیز دیگه بود 

 دلیل همه این ۴ سال ظلم کردنت زنی بود  که باهاش همسفره بودم ... . 


یادته چطوری صداش میزدی؟

 چقدر قربون صدقه ش میرفتی ؟


من ازت چی خواستم جز احترام و ی اخلاق خوب 



روز آخر به شوهرم  گفتم خاک تو سرت 

برداشت بهم گفت خاک تو سر تو که زنی باید زندگی جمع کنی اما اینطوری میکنی؟!

می‌بینید چقدر وقیح و از خودمتشکره ؟

انگار ن انگار  اونی که گند زد به زندگیم به خونه ی مشترکمون اون بود ...


ازتون میخوام دعا کنید آرام بگیرم  و اون زن رسوا بشه چون هیچکس نمیدونه پشت اون پوشش و مادر بودنش ی زن بی حیا و هرزه س ... 


میدونم مرد من محکم نبود مثل بقیه برادراش  سینه شو نداد جلو و بزنه تو دهن بقیه که بگه منم خانواده دارم .. 


شوهرم  به اون زن ،میگفت اختیار دارش ه 

این یعنی آخر بی ناموسی و بی شعوری 

اونقدر حواسش ب این و اون بود که اختیار زندگی خودشم از دست رفت .... 

الان باید بشینه بزرگ شدن بچه های اون زن رو ببینه براشون عروسی بگیره .. 

اون زن بهش سرویس میداد 

بچه هاشم ک مثل بچه خودش بود شایدم بچه خودش بود چون محبتی که ب اونا می‌کرد به بچه های بقیه نمی‌کرد 


این وسط من ی بازیچه بودم فقط 😭😭😭😭😭😭😭


۱۴۰۳/۱۱/۲۵💔  عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز