خیلی اذیتم میکنه لباسامو پاره میکنه وقتی خاستگار دارم میاد طرف رو پیش من بد میکنه تا من قبول نکنم یا وقتی بهش میگم فلانی ازم خوشش اومده دعا میگیره یا نمیدونم چیکار میکنه من پسره رو بلاک میکنم ناراحتم میکنه رو اعصابم میره جز نفرین هیچ کاری نمیتونم بکنم واقعا دارم حرص میخورم صبح تا شب ....دلم میخاد گریه کنم هم نمیتونم صبح تا شب منو خونه زندونی کرده
آرزومه با بابام طلاق بگیره بابام هم یه عمره نتونست تحمل کنه تا طلاق رفتن که داداشم و مامانم میرفتن دعا میگرفتن دوباره آشتی میکردن الان میخام کاش طلاق بگیرن چون هیچکی اندازه مامانم اذیتم نمیکنه از بچگی همش میزد و نفرینم میکرد ولی بابام از گل کمتر بهم نگفته
صبح تا شب به فکر اینم چه دعایی بخونم طلاق بگیرن چون دارم به خودکشی فکر میکنم و هیچ چاره ای ندارم بخدا
حتی به اینایی که بچه طلاقن حسودی میکنم وضعیت من خیلی خرابتر از اوناست