شوهرم ۸سال پیش که نامزد بودیم طبقه دوم خونه ننشو ساخت بعد من با شوهرم بحثمون شدنی ننش هی گفت خونه رو خالی کنید. منم نمیذاشتم خالی کنن. تا اینکه شوهرم تهران استخدام شد و یک روز که منم تهران بودن شوهرم وسایلمو از خونه ننش خالی کرده بود. و بعدش ننش نذاشت برگردیم اونجا. ازونموقع احساس میکنم از پشت بهم خنجر زده و توی هر دعوایی کلی فحشش میدم و اونم باز طرف خانوادشو میگیره دعوامون بدتر میشه. چیکارش کنم؟ تازه میگم خب ددت مرد میری حقتو میگیری میگه بازم نمیرم بگیرم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
اسرشو نیارم؟ من ننه بابا و جد وآبادشو به فحش میبندم زندگیمو خون کردن ۵ساله فقط از حرص خون به پا میکن ...
ميفهمت اما چه ضرري به اونا رسيده جز اينكه خودت وشوهرت اذيت ميشين خودم بهتر از تو نيستم پدرشوهرم بين بچه هاش خيلي فرق گذاشته گاهي وقت ها تو دلم نفرين ميكنم و هروقت جلو شوهرم فحش دادم چيزي جز اينكه رابطه خودمون بد شده نصيبم نشده
هواي نبودنت داره خفه ام ميكنه بابايى لطفا براي باباي آسمونيم صلوات بفرستين🖤خداي من شكر
حداقل خودت و روانت خالی میشی سعی کن فراموش کنی میدونم سخته ولی برای ارامش و سلامت روح و روان خودت هم ...
خب فراموش نمیتونم بکنم از یادمم رفتنی یه بحثی میشه همش میاد جلو چشمم و یه هفته به فحششون میبندم غذا نمیدم بهش آدم حسابش نمیکنم انگار تو خونه وجود نداره
ميفهمت اما چه ضرري به اونا رسيده جز اينكه خودت وشوهرت اذيت ميشين خودم بهتر از تو نيستم پدرشوهرم بين ...
ضررش اینه که من از زندگی ساقط شدم اینم ساقط شه. ننه ی اینه و برا این سخت نیست ولی ننش برا من غریبه هست حقمون خوردن میخوام اینم همش زجر بکشه و روی خوش زندگی رو نبینه