با کوله باری از غم
با حسرتی که رو دلمه
با آرزویی که برآورده نمیشه
با خستگی زیاد فراوون
فردا وارد ۲۲سالگی میشم اصلا باورم نمیشه که چطور گذشت
۲۰ساله که پدرم نیست و من هیچ خاطره ای ندارم ازش💔
۴ساله دارم بال بال میزنم پزشکی قبول شم ولی نمیشه
چند ساله که دیگه شاد نیستم زیبا نیستم همه چیزمو گذاشتم پای کنکور مامانم کلی شکسته شده
خدایا تورو به حق این شبای عزیز امسال بشه بخاطر مامانم نه بخاطر خودم منو شرمنده مامانم نکن😭