باز محرم آمد و دلها پریشان شد...
باز بوی داغ کربلا، در کوچههای دلمان پیچید...
باز صدای العطش طفلان حسین، دلها را لرزاند...
و باز چشمها، راهی بینالحرمین شد...
ای ماه غم، ای ماه خون، ای ماه غربت اهلبیت...
در این روزهای داغداریت، بغضهایمان گره خورده به یک دعا...
دعا برای ظهوری که جهان را از ظلم و تاریکی نجات میدهد...
دعا برای آن منتقم خون حسین (ع)...
یا صاحب الزمان...
درد ما همان داغ کربلاست...
غصه ما همان غربت زینب است...
و آرزوی ما همان لحظهای است که پرچم یا حسین، در دستان تو برافراشته شود...
آقا جان...
بی تو محرم فقط گریه است...
بی تو کربلا فقط داغ است...
بی تو روضهها نیمهکاره است...
پس به حق خون شهیدان دشت بلا،
به حق اشکهای زینب (س)...
ظهور را نزدیک کن...
دنیا خسته است، دلها شکسته است...
اللهم عجل لولیک الفرج...