یه آقایی بود که خیلی دوسم داشت،،قیافش خوب بود و اخلاقشم عالی،،ولی ازونجایی خیلی کشته مرده بود همه غرورشو گذاشته بود کنار و این باعث شده بود جذبه ای برام نداشته باشه،،دو سال اومد و رفت ولی من دلم راضی به ازدواج نشد
در انتظار مادر شدن... بالاخره مادر شدم.خداروشکر😍1401 مادر شدم..یه گل پسر دارم دلم میخواد یه دخترم داشته باشم
دوسال از ازدواجم میگذره،،تا اینکه دیروز گفتن خواستگار قبلیم در شرف ازدواجه با یه دختر خیلی خوب،از ته دلم خوشحالم براش ولی نمیدونم چرا از دیروز یه غمی نشسته رو دلم
در انتظار مادر شدن... بالاخره مادر شدم.خداروشکر😍1401 مادر شدم..یه گل پسر دارم دلم میخواد یه دخترم داشته باشم
پشیمون که نه،،اون دوسال تلاش خودشو کرد ولی من اصلا دوس نداشتم باهاش ازدواج کنم،،همشم خدا خدا میکردم ازدواج کنه راحت شم،نمیدونم چرا این حس مسخره اومده سراغم،،کسی این تجربه رو داشته؟
در انتظار مادر شدن... بالاخره مادر شدم.خداروشکر😍1401 مادر شدم..یه گل پسر دارم دلم میخواد یه دخترم داشته باشم