همسرم فقط یه تبریک گفت
ماه پیش تولد پدر شوهرم بود بزور دوتا خانواده رو جمع کرد هم کباب دادیم هم کیک گرفتیم
ولی برای من هیشکاری نکرد
نگین هنوز خیلی مونده تا شب که چون محرمه و خیلی مذهبیه عمرا دیگه کاری کنه میخواست بکنه شب میکرد
نه پدری نه مادری نه کسی
حتی مادر بزرگ پدر بزرگم که بزرگمم کردن تولدمو یادشون نبود
هی