2777
2789
عنوان

زندگی در یک ساختمان با خانواده شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 1611 بازدید | 81 پست
اره دو سال پیش بابام کمکم کرد خونه خریدم

خب خداروشکر ، پس همینو بگو ، البته نه با دعوا ، بگو تو یه ساختمون باشیم ، روانم به هم میریزه ، رابطه ام با تو و بچمون بد میشه و از اینچیزا ، اگه تهدید کردی چون میدونه اونجا هم خونه داری و مثلا میتونی بری توش زندگی کنی کوتاه میاد ، خواستی بگی هم بگو بچه رو میذارم میرم ، اگه بگی بچه رو میبرم ، باز ازت نقطه ضعف میگیره

 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

خب خداروشکر ، پس همینو بگو ، البته نه با دعوا ، بگو تو یه ساختمون باشیم ، روانم به هم میریزه ، رابطه ...

امروز یکم دعوامون شد دوباره سر کار رفتن منو پیش کشید و گفت پشیمونم باهات ازدواج کردم😑

انقدر منو همیشه تو فشار روانی گذاشته که دیگه دوستش ندارم دیگه نقطه امنم نیست

شوهر منم همینجوره ، منم اصلا دیگه دوستش ندارم و نقطه ی امنم نیست ، دوزار رو این زندگی حساب نمیکنم ،  ولی چیزی بهش نمیگما ، نمیدونه روش حساب نمیکنم ، حالا باز خوبه تو دستت تو‌ جیب خودته و خونه داری ، من اینا رو هم ندارم ، ولی تا وقتی از جدایی میترسیدم ، حال روحیم خیلی بد بود و شوهرمم خیییلی بهم زور میگفت ، البته هیچوقت بهش نگفتم از جدایی میترسم ، فقط هی در مقابل رفتارهاش کوتاه میومدم ، ولی از وقتی این مسئله با خودم حل کردم که اگه مشکلی پیش اومد جدا میشم ، من سوارم و اون پیاده ، دیگه دست به عصا رفتار میکنه 

 
امروز یکم دعوامون شد دوباره سر کار رفتن منو پیش کشید و گفت پشیمونم باهات ازدواج کردم😑

بگه ، حرف باد هواست ، میگفتی فکر میکنی من خیلی از ازدواجم راضیم ، بلایی نبوده که تو و خانواده ات سرم نیاورده باشین ، روانمو به هم ریختین ، کو اون دختر شاد و بشاشی که سر سفره ی عقد نشست و بله گفت

 
بگه ، حرف باد هواست ، میگفتی فکر میکنی من خیلی از ازدواجم راضیم ، بلایی نبوده که تو و خانواده ات سرم ...

دقیقا همینو بهش گفتم و بهش میگم خوبه تو یک زمینه هم نظریم چون منم از ازدواجم پشیمونم

واقعا هم پیرم کرده یک ماه پیش رفتم روانشناس گفت حتما باید بری روانپزشک دارو مصرف کنی تشخیص افسردگی داد

خیلی حس و حالم شبیه شما بود ولی رست به جیب بودن من چون برای شوهرم کار میکنم فقط یک اهرم فشاره ولی تو ...

مهم اینه که تو این سال ها تونستی سرمایه جمع کنی ، نمیدونم کارت چیه ، ولی بهش بگو‌ میخوام برم جای دیگه کار کنم ، جلوش به چندجا زنگ بزن ، بگو‌ رزومه فرستادم مثلا ، بگو مثلا امروز بچه پیشت باشه ، من چندجا رو تو سایت دیوار پیدا کردم میخوام برم اونجا سرکار ، قطعا شوهرت ترجیح میده اگه قراره کار کنی ، جلو چشمش باشی نه پیش آدم های غریبه


من شوهرم گفت بهت پول نمیدم ، خودت برو سرکار ، منم گفتم میرم سرکار ، میدونم کار برام پیدا نمیشد ، ولی صبح ها میرفتم ، ظهر میومدم خونه ، میرفتم امام زاده ، البته یکی دو جا سر زدم ، به چندجا زنگ زدم ، حتی خواستم پرستار یه خانم مسن بشم ، اینا رو براش توضیح میدادم که فلان جا رفتم اینو گفتن ، اونو گفتن ، که بترسه من برم سر کار ، بعدم بچه ها میفتادن گردنش ، خودش نمیتونست درست به کارش برسه ، بعد یکی از اقوامشون هم گفت زن اگه رفت سرکار ، دیگه مطیع نیست و از اینحرفا ، دیگه الان بهم پول میده از ترس اینکه نرم سرکار

 
مهم اینه که تو این سال ها تونستی سرمایه جمع کنی ، نمیدونم کارت چیه ، ولی بهش بگو‌ میخوام برم جای دیگ ...

دقیقا فردا میخوام درخواست بیمه بیکاری بدم بعدم خود تامین اجتماعی معرفی میکنه به اداره کار انشالله یه کار خوب پیدا کنم میدونم بااااید با ترس هام مواجه بشم باورت میشه من دکترا دارم ولی خیلی اعتماد بنفسم پایینه، شاید در ظاهر خیلی هم با اعتماد به نفس باشم ولی از درون نه

دقیقا همینو بهش گفتم و بهش میگم خوبه تو یک زمینه هم نظریم چون منم از ازدواجم پشیمونمواقعا هم پیرم کر ...

منم اوایل ازدواج دارو مصرف میکردم ، ولی الان اگه بِکُشنم هم دیگه داروی اعصاب مصرف نمیکنم ، به شوهرم هم میگفتم تو مشکل روحی داری ، من دارم دارو میخورم ، و واقعا هم همین بود ، مشکل داره

یه چیزی هم بهت بگم ، اگه بتونی به لحاظ جنسی بکشونیش سمت خودت و راضی باشه از رابطه ، کمتر آزارت میده و نمیخواد از دستت بده ، که رابطه ی  جنسی خوبشو از دست نده ، میدونم چشم دیدنشو نداری ، منم همینطورم ، ولی از وقتی رو رابطه کار کردم ، شوهرم سعی میکنه تنش بینمون پیش نیاد که . ‌ .  .

 
منم اوایل ازدواج دارو مصرف میکردم ، ولی الان اگه بِکُشنم هم دیگه داروی اعصاب مصرف نمیکنم ، به شوهرم ...

متاسفانه شوهرم سرد مزاجه و من گرم مزاج کلا هم وابسته دخترم هست همیشه دخترم وسط ما می‌خوابه اینم یکی دیگه از مشکلاتمون هست که من ناراحتم

دقیقا فردا میخوام درخواست بیمه بیکاری بدم بعدم خود تامین اجتماعی معرفی میکنه به اداره کار انشالله یه ...

منم اعتماد به نفسم خیلی کم بود ، برای همین تو سری خور بودم ، ولی دوره های مختلف گرفتم گوش دادم و سعی کردم انجام بدم ، خییلی بهم کمک کرد ، گوکل سرچ کن اعتماد به نفس ، مطالبی که میاره بخون و سعی کن عملیش کنی ،شوهرت میدونه اعتماد به نفست کمه و نقطه ضعف هات چیه ، با همونا داره اذیتت میکنه ، بی هوا درخواست بیمه ی بیکاری نده ، بهش بگو میخوام اینکارو کنم ، یعنی داری در جریان میذاریش ، اگه براش مهم بود که سعی میکنه یه جوری منصرفت کنه ، اگه براش مهم نبود اقدام کن

 
متاسفانه شوهرم سرد مزاجه و من گرم مزاج کلا هم وابسته دخترم هست همیشه دخترم وسط ما می‌خوابه اینم یکی ...

شوهر من گرمه نسبتا و من بلد نبودم باید چیکار کنم ، از اول هم سرد بود ؟

 
منم اعتماد به نفسم خیلی کم بود ، برای همین تو سری خور بودم ، ولی دوره های مختلف گرفتم گوش دادم و سعی ...

بیمه بیکاری را در جریان هست اگه موافقت کنن از اونجا پول میگیرم ولی درد سر خیلی داره امکان موافقت نشدنش هم زیاده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز