شوهرم با خانواده اش یک آپارتمان ساختن بدون در نظر گرفتن نظر من! البته من از اول گفتم تو اون ساختمان نمیرم حالا شوهرم با صاحبخونه خودمون لج کرده و میگه من میخوام برم خونه خودم! من به هیچ وجه نمیخوام برم به نظرتون چکار کنم که درگیری هم نشه! با خانواده شوهر مخصوصا اوایل خیلی اختلاف داشتم الانم تو یک محله هستیم که من به ناچار قبول کردم
شوهر منم چندسال پیش به بهانه ی اینکه دخترم شب ها تنهاست ، منو ول میکرد میرفت اتاق دخترم ، حالا هم که دخترم بزرگ شده و تو اتاقش میخوابه ، شوهرم تو هال میخوابه
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
داروهای اعصاب چه تاثیری روی شما داشت گاهی فکر میکنم اگه مصرف کنم ذهنم آزاد میشه
از نظر روحی یکم بهتر بودم و کمتر عصبی میشدم و بهتر میتونستم شوهرم و ننشو تحمل کنم ، ولی خب هم وابستگی میاره ، هم اینکه چاق میشدم ، باز مثلا دکتر برام عوض کرد ، یکیشو که مصرف میکردم لرزش دست خفیف گرفته بودم ، این مسئله بیشتر عصبیم میکرد ، یکی دو سال خوردم ، دیگه نخوردم
نه من راحت رو تختم میخوابم ، اون رو زمین خشک تو هال میخوابه ، اهل رختخواب انداختن نیست ، اوایل سعی کردم با حرف روانشناس ها بکشونمش تو اتاق ، دو سه شب میومد باز میرفت ، بعدم گفتم که خیلی لجبازه ، فکر میکرد من واقعا از نبودش اذیتم ، الکی میگم روانشناس گفته ، بعد از بارها تلاش ، دیگه بی خیالش شدم