2821
2789
عنوان

ویار خیلی خیلی خیلی شدید

389 بازدید | 23 پست

اینجا مینویسم تا اگر کسی مشابه حال منو داره به دردش بخوره 

من از پایان هفته ششم ویار و تهوع شدیدن شروع شد 

به همراه سرگیجه 

تهوع و سرگیجه خیلی خیلی شدید

که نه میتونستم چیزی بخورم نه یک قطره آب 

و همش گریه میکردم و خوابیده بودم 

چند روز گذشت حالم بدتر شد 

وزن کم کردم 

پوستم خشک شد …. ادامه دارد

چون نمیتونستم از خونه بیرون برم تلفنی با مامای دکتر متخصص ام در ارتباط بودم و بهم دارو داد 

فشارم هم همش ۸ روی ۵ بود 

و سرم هم داد و یک آمپول داخل سرم که هفته ای یکی باید میزدم 

من اول قرص ب۶ رو خوردم و تا خوردم بالا آوردم 

هربار میخوردم همینطور میشد 

دیگه نخوردم 

دیمن هیدرینات خوردم تاثیرش خیلی کم بود 


بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

بوی هرچیزی فکر کنین حالم رو بد می‌کرد ، حتی بوی دستمال کاغذی، اسم غذا میومد گریه میکردم ، هرچیزی خلاصه حال منو خراب می‌کرد تنها چیزی که دلم میخواست بخورم آب و شربت خنکه خنک بود تا اینکه یک روز گفتم من یخ میخوام بهم یخ دادن من من چند حبه یخ رو با دندون خورد میکردم و زود قورت میدادم تا آب نشه چون آب میشد تهوع میگرفتم خداروشکر یخ جواب داد و من صبح ها قرص تیروییدم رو با ی تیکه یخ میخوردم 

اما از بدی های یخ خوردن بی خبر بودم ، از طرفی من صبح تا ظهر حالم کمی بهتر بود و عصر تا آخر شب دیگه به نهایت خودش میرسید و حتی فکر های بد و خطرناک به سرم میزد 

ی چند روز یخ خوردم ولی شب ها دهانم شروع کرده بود به تولید آب خییییلی زیاد 

طوری که شبی یک جعبه دستمال کاغذی تموم میکردم تا آب دهنم رو قورت ندم چون نباید مایعات به معدم میرسید 

بعدن فهمیدم بخاطر یخ هایی که خوردم معدم به سمت سردی رفته و این آب دهان با یخ تشدید شده 

امروز که دارم این ها رو میگم ۸ هفته و ۵ روزم هست یکم حالم سبک تر شده ، امروز بعد از ۹ روز تونستم برم دوش بگیرم و خیلی خوشحالم . تا دیشب من در کل روز خوردم رو نگه میداشتم که فقط یکبار برم دستشویی چون سرگیجه نمیذاشت قدم از قدم بردارم و وقتی هم سرگیجه شدت میگرفت حالت تهوع هجوم می آورد 

به چند دلیل نرفتم بیمارستان بستری بشم : 

اول اینکه بیمارستان جوی داره که حال آدم رو خراب تر میکنه و آدم دوست داره زودتر خلاص شه بیاد خونه 

دوم بیمارستان دستشویی هاش مثل خونه تمیز نیست 

سوم گفتم توی این اوضاع به شوهرم فشار نیارم چون اگر قرار باشه اتاق دو نفره باشه و خصوصی نباشه 

از خونه بد تر میشه 

اون طرف حالش هرجور باشه من حالم بدتر میشه و نمیدونم چجور آدمی توی اتاقم باشه بخواد بره دستشویی که من میرم و هزاااار تا چالش دیگه در اتاق اشتراکی هست مثل اینکه همراهش بخواد هی بره بیاد هی وقت و بی وقت حرف بزنن هی من از خواب بیدار بشم یا بخوان به زبون دیگه حرف بزنن روی مخ من راه برن یا هوای اتاق بخواد هی سرد و گرم کنن یا بوی خوراکی هاشون بیاد یا هزار تا چیز دیگه که بهش فکر کردم 

بعد بقیه فامیل و آشنا خبر بشن بخوان بیان ملاقات دیگه آرامش ندارم هی میخوان بگن بخور بخور بذار خوب شی و هزار تا نصیحت دیگه و استرس دیگه

دلایل نرفتن به بیمارستان باز هم هست و من ننوشتم که حوصله سر بر نشه 

مثل عفونت های بیمارستانی که به بدن آدم ضعیف منتقل میشه و من خداروشکر تا الان عفونت ادرار نگرفتم و ممکن توی بیمارستان آدم بگیره 

که خودش چالش هاش زیاد چون من همینطوری هم بخاطر کم آبی و شرایط بارداری کمی تب دارم 

یک نکته طلایی بگم 


اگر مثل من هستید بعد از خوردم هرچی بجز آب 

دندون هاتون رو با آب و مسواک فوری بشورید 

خمیر دندون نمیخواد

این کار به شدت به کم شدن تهوع و کم شدن بزاق بد مزه دهان کمک میکنه 

و خیلی هم نمیخواد گیر بدید 

همین سر سری هم بشورید اوکی 

فقط مزه ای توی دهن باقی نماند

نکته طلایی دیگه 

اگر خواستید آب خوردن رو شروع کنید حتتتما آب جوشیده سرد شده باشه 

حتی یک تکه یخ هم بندازین خوبه 

من کمی هم عسل میزدم که معدم به سمت سردی نره 

اما عسل کم 


اگر نمیتونیم از جاتون بلندشید و مسواک بزنید یک تکه ادامس با طعم نعنا بجوید کمک کننده هست . من ادامس تریدنت نعنا خیلی برام خوب بود 

بعد از اینکه مزه دهان عوض شد بیندازید دور چون جویدن الکی ادامس ضعف میاره 

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز