اولی که همه چیش باب میل بود تقریبا حالا اخلاقی یه عیبایی داشت که هرکسی بالاخره نقصی داره وضع مالیش عالی بودخونه ماشین باغ شغلشم آزاد بود ۳سالم ازم بزرگتر بود ولی خسیسسسسسس شدیدا مثلا رستوران کافه کادو اینا تعطیل حتی یک بارم از صبح تا عصر باهم بودیم ناهار نگرفت بخاطر خساست شدیدش ردش کردم
دومی کارمند شرکت بود یه خونه کوچیک داشت ماشین نداشت ازم ۶سال بزرگتر بود ولی همون اول که دیدمش به دلم نمی شست حتی تصور کردم بغلم کنه بدم اومد جذابیت واسم نداشت اطرافیان میگفتن معمولیه چهرش اما چون میدونم از اول به دلم نشینه قیافش بدم میاد
سومیم که هم سنش زیاد بود ازم ۹سال بزرگتر هم اینکه عکسشو دیدم خیلی بدم اومد