@sahra71
گل ، یه سوال ؟؟
بعد از ازدواجش ، من متوجه شدم تمام اون دورانی ک من برای این پسر ، توی دلم غش و ضعف میکردم و عاشقش بودم
برادرش به من علاقه داشته و من نمیدونستم
البته برادرش برعکس خودش ، ادم حسابیه
و هول نیست
اول به برادرش محل ندادم ، توی دلم گفتم دیگه تحمل شکستن قلبمو ندارم تو هم مثل داداشتی ، ( هرچند میدونستم این ادم حسابیه )
ولی باز بهش محل ندادم چون قلبم بدجور شکسته بود و تحمل هیچ کس رو نداشتم
من حسم دروغ نمیگه ، دیدم داداشش برعکس خودش ، حسش واقعیه بهش محل دادم
همنطور ک عشق سابقم حسم میگفت با من ازدواج نمیکنه و عاسقم نیست و حس ششم درست از آب در اومد
این برادرش حسم میگه خیییلی وقته منو زیرنظر داشته و خییلی اقاست اصلا بروز نداده و الان جدیدا بروز میده
من واقعی بودن عشق ادما رو میفهمم
این داداشش ، حسش واقعیه
منم احساسی ، اول بها نمیدادم ، بعد بهش حس پیدا کردم
من کسی واقعا دوستم داشته باشه قشنگ از زبان بدنش میفههمم
یه بار اومد باهام حرف بزنه ، داداشش داشت میترکید از حرص
اصلا اون دیگه برام مهم نیست چون همه حرف زدناش با من از روی هولی بود ، من زود فهمیدم دیگه بهش محل ندادم با اینکه عاشقش بودم
ولی این داداشش ، حسش ، حرفاش و رفتارش و نگاهش از روی عشق ""واقعی"" ...
و اصلا با زن ها و دخترای دیگه حرف نمیرنه
ولی من فکر کنم از داداشش ۳ سال کوچکترم
اول بهش محل ندادم چون نتونستم باور کنم ، بعد دیدم نه ، ایشون واقعا بهم حس داره
حتی بهش نرسمم
حسش برام خیییلی شیرینه و دل انگیزه ..
این تاپیکم از بالا بتونید در مورد داداشش هست
شما بودید چه کار میکردید گل ؟؟
🌹🙏🙏🙏🙏🙏🙏🌹