خط خیالت را بگشا
رویاهایت را ترنم ببخش
تو ک با شعر انس داری
ذهنت رویای تو را میبافد.
آن را بنگار روی کاغذی
تا بخواند رهگذری
شاید که باشد تلنگری
بر دل تنگش. ذهنش به رقصد گاهی
ذهن رویایی من راز مرا خوب میدانی
میشوی همره من بال شوی بهر تن بی جانم
آنجا رود ک دلم میخواهد
پنجره ذهنت را بگشای گاهی
تا نشود دل تو تنگ یکی یا چیزی
چون دل و ذهن تو خوب همو میشناسن