خب اول ک هیچ وقت فکرشو نمیکردم بارداری انقدر سخت باشه، انقدر زیاد تهوع و یبوست و سوزش معده بهم بده.
فقط دارم لحظه شماری میکنم این روزا بگذره، روزی ده بار گریه میکنم.
هر ی روزش اندازه ی هفته طول میکشه، دورت بگردم جوجه من کاش بتونم قوی باشمو این روزا را بگذرونم نفسم، دلم میخواد برسه روزی ک بتونم بغلت کنم و بگم اخیش این سختی هاش می ارزید یه تار موتو با دنیا عوض نمیکنم.