یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
من ۳۰ سالگی ازدواج کردم و الان میگم حیف از حتی یه روز از جوونیم که به خاطر جور نشدن ازدواج و کنسل شدن خواستگاری و تنهایی خودخوری می کردم و افسرده می شدم. آخه سن که بالا بره می بینی هر لحظه از زندگی خصوصا جوونی انقدر ارزشمنده که واقعا اگر به خاطر شوهر و این حرفا بشینی غصه بخوری و از دستش بدی واقعا به خودت بزرگترین خیانت رو کردی. ۲۵ سالگی واقعا سنی نیست که بخوای از این حرفا بزنی مگه تنها آرزوی یه دختر ازدواج کردنه؟ خوب این آرزوت رو فعلا بذار کنار برو سراغ بقیه آرزوها
هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خوشبختی رو نداشته باشید که میتونستید داشته باشید!
نه من سنتی ازدواج کردم و تقریبا زمانی برام پیش اومد که دیگه بی خیال ازدواج شده بودم و می خواستم برنامه های دیگه ای برا زندگیم بچینم. فقط من یه مدت به خاطر ازدواج نکردن خیلی ناراحت و افسرده بودم الان همش می سوزم چرا عمر و جوونیم رو به خاطر همچین چیزی تلف کردم حتی شده یه ثانیه. آخه واقعا کلی کار بود که می تونستم انجام بوم، کلی مهارت یاد بگیرم، کلی برم بگردم و دوست پیدا کنم و به خودم برسم بعد من نشسته بودم کاسه چه کنم چه کنم دس گرفته بودم که ای وای شوهر نکردم تنها موندم! اونم تو جوونی و بهترین سال های زندگیم که دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه
هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خوشبختی رو نداشته باشید که میتونستید داشته باشید!