من پسرم ۱۶ سالمه و ازتون خواهش میکنم التماس میکنم متنم رو بخونین واقعا درگیرم بخدا نیاز به راهنماییتون دارم توی بد قسمتی از زندگیم قرار دارم به امام زمان، اگر سرتون درد میارم شرمنده به خدا، من درست از زمان کرونا به بعد پرخاشگری زیاد میکردم گریه میکردم و نمیدونستم اصلا چمه و اون موقع اهمیت نمیدادم یعنی ۱۳ سالم بود اینو میتونم بگم شاید واسه سن بلوغ و اینا بوده، اما بعدش درست از سن ۱۴ سالگی اضطراب اجتماعی گرفتم یعنی حالا هنوزم نمیدونم چی بود ولی حس میکردم درست رفتار نمیکنم یا مدام دارن قضاوتم میکنن اصلا فشار روم بود استرس منزوی شده بودم ماسک میزدم زشت بودم فکر میکردم رو صورتم حس میکردم تعادل ندارم🫥 حس میکردم بد راه میرم توی یه دوره عجیبی بودم غصمه حالا، بعد اهمیت ندادم گفتم درست میشم چیزیم نیست بعدش هی بیشتر میشد دقیقا ۱۴ و نیم سالگیم اضطراب فراگیر گرفتم یعنی شبها بی دلیل اضطراب و تپش قلب داشتم شدید و عرق میکردم و اهنگ گوش میدادم و خوابم نمیبرد و رو خواب حساس میشدم مثلا میگفتم ۸ ساعت باید بخوابم حتما و وقتی از یه ساعتی میگذشت دیگه استرس میگرفتم و بیدار میموندم! اصلا دوره وحشتناک عجیبی بود! بعد ورزش رو یواش یواش شروع کردم سبک زندگیم بهتر شه خیلی بهتر شدم خوابم بهتر شد ولی وسواس گرفتم و بدبینی نسبت به مامانم مثلا صد بار سر غذا میپرسم چیزیش نیست غذات! یک هفته پیش دیگه دلو زدم به دریا و واسه همین وسواس فکریم هم که شده رفتم روانپزشک گفت تو وسواس و اضطراب داری![من باور نکردم چون بهش گفتم تو خونواده دوقطبی داریم گفت نیستی] حالا حس میکنم چیزی کم بهش گفتم که گفته دوقطبی نیستم! بنظر شما من چمه؟ شما هم این حالات رو تجربه کردین تا حالا؟ عادیه؟ تو این سن؟ یا همون بیماری روانیه؟ ضمنا مثلا میگم با خودم قبلا اضطراب داشتم مشکلی پیش نیومده تو سلامتیم یا فلان بودم بهمان نشدم خیلی وسواس فکری دارم خیلی، بعدش اصلا عجیب و غریب شدم کلا باید چه کنم؟ مشکلی به وجود نیومده؟ همه همینن؟ دوقطبی نیستم؟ اگه از الان درمان شم درست میشم؟ از همه نظر؟ بعد کلا جدا از این اضطرابا فکر که میکنم قبل از سن ۱۳ سالگی هم عجیب غریب بودم ولی تو بچگی نبودم واسه بلوغه؟ اینا از چیه؟ توی سن ۱۳ اینا سالگی خیلی بی اهمیت و غیر وسواسی بودم پرخاشگری داشتم ولی کمال گرا اصلا نبودم، مثلا الان فکرای من این مدلی هست که: من سیاهم زشتم و خب باید چیکار کنم؟ ورزش کنم حتما ۸ ساعت بخوابم تا بهترین و زیباترین باشم و گرنه دیوونه و زشت میشم و نمیتونم برم مدرسه مثلا ماسک میزنم زمانایی که نخوابیدم یا کاربدی کردم بر علیه سلامتی! دقیقا الان میتونم توصیفش کنم قبلا نمیتونستم یا روم نمیشد یا فکر منفی تو سرم بود برای تشریح این حالت ولی میخوام بگم ببینم چمه، بخدا قیافم تیره هست و صورتم گرده فقط زمانایی که همه چیم میزون باشه خوابم اینا اوکیه اوکی میشه قیافم و گرنه زشتم و پیر شدم از این افکار...........
حس میکنم شکل ذهن من هیچ جا پیدا نمیشه
بعد بیخوابی هم داشتم و دارم و گرفتم تازگیا تشدید شده مثلا خوابم اصلا نمیبرد ۲ سال پیش یه مدت و میرفتم مدرسه تپش قلب داشتم گفتم که بهتون هر از گاهی همونطوری میشم ولی ورزش پیاده روی دویدن برای منی که هیچ ورزشی نمیکردم کمک کرد! اما الان دارم میمیرم خل میشم دیگه نمیدونم باید چه کنم حس میکنم دوقطبیم روانپزشکه واقعا درست تشخیص نداد من اخر بستری میشم تو این سن بقیه رو میبینم حسرت میخورم حسادت میکنم چون من روانی شدم
دیگه نمیکشم نمیتونم سر اندر پا مشکلم عیبم ایرادم نمیدونم به کی بگم و ضمنا از نظر ج*سی هم انحرافات یا تمایلاتی دارم که خیلی وقته میدونم غلطه و به روی خودم نگذاشتم و میخوام اونو هم درست شم دیگه و از خدا و خودم خجالت میکشم سر تاپا تناقض و عیبم نمیدونم چطوری میخوام زندگی کنم اصلا من چطور تا اینجا اومدم نفهمیدم🤧 بنظر شما من رفتم روانپزشک برای بار دوم یه نفر جدید بهش اون تمایلات و انحرافات رو میتونم نگم؟ چون مامانم بفهمه نابودم سیاه میشه دنیام فقط علائمم رو بگم تشخیص میزاره برام؟ به روانپزشک؟
چیکار کنم نمیکشم نمیتونم وای مردم سرم اندازه کوهی شده همیشه همینطوری وسواس میگیرم جدیدا از وقتی اومدم دهم بدتر شدم من مطمئنم دوقطبی شدم با اینهمه دیگه نمیتونم کنترل کنم خودمو