امشب دومین سالگرد ازدواجمون بود و شوهرم فقط یه کیک خریده بود اونم من قبلش بهش یاد آوری کرده بودم. چند روز پیشم که ولنتاین بود اصلا انگار نه انگار. شوهرم مرد خوبیه و همیشه بهم احترام میزاره ولی منم احساساتی ام و این مناسبتها خیلی واسم اهمیت داره ولی واسه اون یه چیز پیش پا افتاده و گاها مسخره میاد. کلا از وقتی ازدواج کردیم هیچ کادویی برای من نخریده که هیچ ...من چون خودم شاغلم همه هزینه های خودم رو گردن خودمه خیلی ناراحتم .
آهای غمی که مثله یه بختک رو سینه من شده ای آواره از گلوی من دستاتو بردار، دستاتو بردار از گلوی من از گلوی من دستاتو بردار ، دستاتو بردار 💔 جای خالیت تو قلبم یه سوراخه عمیقه ،بابایی💔
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
همش با خودم فکر میکنم پس این مرد کی میخواد برای من کاری انجام بده. الان که اوایل زندگیمونه اینجوریه چه برسه به سالهای بعد . خسته شدم از بس میگه ندارم و فلان و بهمان