قاتل الهه : الهه میگفت تو افسردهای؛ او من را تحقیر میکرد.
خبرنگار روزنامه اعتماد خطاب به قاتل الهه حسیننژاد :
توضیح بده روز حادثه چه کردی و چه اتفاقی افتاد؟
من از دارالسلام اسلامشهر با اپلیکیشن اسنپ مسافری سوار ماشین کردم و به تهران آمدم. او را در میدان آزادی پیاده کردم و در همان میدان آزادی منتظر مسافر شدم. وقتی الهه سوار شد، من ۲۰ دقیقهای ایستاده بودم تا باز هم از اسنپ مسافر بگیرم.
الهه کجا نشسته بود؟
اول صندلی عقب نشسته بود. او گفت برویم و بعد آمد روی صندلی جلو نشست. بعد با تلفن بلندبلند صحبت میکرد و از دوستانش و زندگی خصوصیاش میگفت. بعد که تلفن را قطع کرد، سر صحبت را با من باز کرد. وقتی حرفهایش را شنیدم، گفتم چرا درباره زندگیات صحبت میکنی و این حرفهها را به همه میگویی؟ میخواستم نصیحتش کنم.
چرا الهه را زدی؟
با توجه به اختلافهایی که با زنم داشتم و حرفهایی که پشت سرش شنیده بودم، با الهه هم درگیر شدم. الهه میگفت تو افسردهای و زندگی اینطوری نیست. او من را تحقیر میکرد.
واقعا انگیزهات از قتل سرقت بود؟
انگیزهام سرقت نبود. اگر به خاطر سرقت میخواستم آدم بکشم، خب طلاهای الهه را میدزدیم. او طلا با خودش داشت. حرفهای تحقیرآمیزی که به من زد و به من گفت تو افسرده هستی من را ناراحت کرد.