بچها پریروز خونه مادرشوهرم بودیم.ب شوهرم گفت برو قارچ بخر کباب کنیم.منم گفتم میوه و قارچ بخر.قارچا رو ک کلا مادرشوهرم برداشت واسه خودش.شوهرم انگور پیشرس خرید واسه خودمون مادرشوهرمم ریختشون تو اب ک بشورتشون.ی تعارفم نکرد ک از انگورا خودتونخ یه دوتا خوشش رو ببرید خونتون یا بیاره بخوریم.بعد دیروز دیدمش گفت سهم انگورتو گذاشته بودما بابا خوردشون.منم پیام دادم ب شوهرم ک میوه بگیر با انگور پیشرس.بنده خدا گشته بود چندجا پیدا نکرده بود اتفاقی با پدرشوهرمم بیرون بودن.پدرشوهرم فهمیده بود دنبال انگور پیشرسه.شوهرم اومد خونه گفت پیدا نکردم.بعد پدرشوهرم گفت مامانت میگه ما انگور داریم .شوهرمو صدا گرد بیاببر.خداشاهده ی خوشه خیلیییی کوچیک تو دستش داده بود بهش یکمشم خورده بودن.شبش رفتبم خونشون ی ظرف پر انگور از همونا ک شوهرم خریده بود اورد گذاشت جلو پسرش.شوهرمم هرجی گفت بخور لب نزدم.چقد ی نفرمیتونه بیشعور باشه.این همونی بود ک گفت سهمتو گذاشتم بابا خورد.