شوهرم چندماه عقدبوده جدامیشه من مجردبودم موقع ازدواج مادرعقده ایش قهربودچقدرشوهرم التماس کردبریم خواستگاری و....
حالاانروزسرمشکلی برااولین باردلم شکست گریه کردم پشت تلفن ازاون روزازخودم متنفرم...
اخه برگشت گفت عنترخانم فبلی خیلی من دوست داشت
اخه غرورم نمیزاره هی محبت کنم
لیاقت من نه خودش داره ن پسرش