نه با کسی رابطه داریم نه کسی باهامون ارتباط داره
نه اینکه فامیلامون کم باشه نه ولی کلا سردن
خانواده پدریم که یه بار ببینیشون دیدار بعدی می افته واسه برف سال دیگه،البته هروقتم بخوام برم خونه مادربزرگم عمه هام میشنن غیبت کردن و....
اهل هیچ سفریم نیستیم مخصوصا بابام ،حتی دوست نداره از شهر خارج بشه چه برسه سفر
تنها امیدم دانشگاهه دعا کنید قبول شم از اینجا برم
دوست دارم برم کتابخونه ،جاهای تاریخی و...با دوتا آدم باسواد همکلام بشم ولی همه اینا برام شده آرزو اه
تنها امیدم اینه دانشگاه قبول بشم برام دعا کنید