2777
2789
عنوان

بنظرتون حرف شوهرم بد بود آیا

158 بازدید | 13 پست

من و شوهرم خیلی مشکلات داشتیم بخاطر خانوادش ...خلاصه ک من با خانوادش قطع رابطه ام و اونم با خانواده من قطع رابطه اس اینجور راحت تریم....دیشب پسر عمش اومد خونمون ...از شوهرم سوال کرد ک خانواده خانومت بچتونو دوس دارن؟ شوهرم گفت نمیدونم من توجه نکردم (اینم بگم ک پسر عمش نمیدونه قطع رابطه ایم) خیلی خیلی ناراحت شدم ازبد ذاتی شوهرم ،،، اخه واقعا خانوادم بچمو دوس دارن و بهش محبت میکنن...هنوزری اکشنی نشون ندادم...بنظرتون چه برخوردی کنم

بیخیال بگذر ولی چه پسر عمه خاله زنکیه

" تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد ... "  (سهراب سپهری)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اگه مطمئنی از بد ذاتیشه که تذکر هم بدی فایده نداره

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین.... سینه را ساختی از عشقش سرشارترین ..... آن که میگفت منم بهر تو غمخوارترین .... چه دل آزار ترین شد چه دل آزار ترین...💔

منم شرایطم شبیه توئه ۷ساله دو طرفه قطعیم ولی الان یکی دو ساله دیگه از خانوادم بد نمیگه پیش فک و فامیلش چون بهش ثابت شده بچمون محبت میبینه اززخانوادم و خود بچم هم بزرگ شده از کارایی که خانوادم میکنن تعریف میکنه پیش باباش

منظورم اینه گذر زمان درستش میکنه 

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین.... سینه را ساختی از عشقش سرشارترین ..... آن که میگفت منم بهر تو غمخوارترین .... چه دل آزار ترین شد چه دل آزار ترین...💔
انشالله ...دعام کن...واقعا دارم ذره ده آب میشم

عزیزم کاملا درکت میکنم فقط باید بگذاری زمان سپری بشه همه چی درست میشه مطمئن باش

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین.... سینه را ساختی از عشقش سرشارترین ..... آن که میگفت منم بهر تو غمخوارترین .... چه دل آزار ترین شد چه دل آزار ترین...💔
عزیزم کاملا درکت میکنم فقط باید بگذاری زمان سپری بشه همه چی درست میشه مطمئن باش

قربونت گلم...اخه واقعا برام مهم نیست که با خانوادم قطع رابطه اس..یا خانواده اون برام مهم نیستن ک بخوام باهاشون حرف نزنم...ولی بدم میاد بد خانوادمو بگه ...خیلی غصه میخورم ...خیلی نمک نشناسه شوهرم

اتفاقا ادم خیلی خوب و ساده ایه ...از روی سادگی پرسید

شما الان یه تصور از اون داری میگی بهش ساده

یه تصور از شوهرت داری بهش میگی بدذات


حالا هرچی اولیه حرف بی معنی بزنه بنظرت سادگی هس

هرچی شوهرت بگه فکر میکنی از بدیش هس



سوالش بشدت مسخره بوده حتی اگ از سادگی بوده مگه میشه کسی نوه ش رو دوس نداشته باشه 

بعدم شوهرت شاید نه از بدذاتی فقط اون لحظه فکرش سمت این بوده ک نگه ندیدم،نمیدونم، قطع رابطه م باهاشون 

دیگه به ذهنش نرسیده جمله ی بهتری بگه 



اینا دیدگاه منه ک از بیرون دارم قضیه رو میبینم و ممکنه درست باشه یا نباشه

قانع کننده بود حرفت..نمیدونم والا چی بگم

یه چیزی خواهرانه بهت بگم

بعضی حرفا رو همون لحظه بزن چون انقدر جدی نیستن که بعدا مبحث رو باز کنی و ممکنه مثل الان رو دلت بمونه


همون موقع ک این مکالمه بین شوهرت و اون آقا شکل گرفت 

میخندیدی میگفتی وااا نمیخواد که توجه کنی معلومه که نوه ی آدم براش عزیزه خانواده منم برا بچم کم نمیذارن


هم گفته بودی دلت آروم بود 

هم نمی‌خواد بعدا بگی یه بحث بزرگ پیش بیاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792