2777
2789
عنوان

جاریم 😔

298 بازدید | 29 پست

چقد من این دخترو دست داشتم چقد 

دوماهه برادر شوهرم نامزد کرده از همون اول که این دخترو دیدم حس خوبی بش داشتم حس میکردم دختر مهربون و با منطقیه 

تا گذشت من بعد دوماه رفتم خونه مادر شوهرم اونم زنگش زدم گفتم بیا ببینمت اومد

میگذره تا این خانم شروع می‌کنه به خراب کردن من جلو اونا که خودش بره تو چشم 

من همیشه ساعت 9ازرخاب بیدار میشم اون 6بیداره

اومد میگه وای مادر عروس ارشد هم بلخره تشریف آورد من هیچی نگفتم دیدم گفت خوب مث خان میخابی باز خندیدم چیزی نگفتم اومد دیدم ناهار درست نکرد ظرفا شستم ناهار پختم جارو زدم سفره پهن کردم دوباره سر سفره تیکه انداخت منم گفتم مثلا تویی که 6بیدار شدی چیکار کردی 

من 9بیدار شدم بیشتر از تو بدرد خوردم دیدم ساکت شد اون دو روزی که اونجا بود دیگه حرفی نزد پیش آدم میشینه بوی عرقش ادمو خفه می‌کنه میگه من به چیزایی شیمایی علاقه ای ندارم زورم میاد آدمی که حتی بهداشت فردیشو رعایت نمیکنه بخاد بمن تیکه بندازه

از من بشما نصحیت هیچوقت طرفهای شوهر رو از خودتون ندونین💔😔


هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

چیز ننش ولش کنهمین خونواده ب سختی با ادم خوبن تو انتظار داری فامیل شوهر خوب باشه بگو برو مام بزن بوگ ...

من یه دست کت و شلوار گرفته بودم خونگی 

چند روز گیر داد که چطور روت میشه اینا بپوشید خیلی کوتاهه وای من روم نمیشه بعد خودش بازیه دست لباس اومد اونجا شب روز باهمون سر میکرد حتی روتین پوستی رو عیب میدونه

شما محل نده عزیزم چون معمولا جاری میخواد خودش رو عزیزم جلوه بده 

فقط 7 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُم»»

اره مشخصه کارای کوچیکشو میکنه توچشم .توهم اصلا کار نکن درحد کم

منم ظرفهای ناهار ول کردم رفتم دوباره خابیدم گفتم غذا خوشمزه بود گفت عارع گفتم خب ظرفارو بشور مث خودش بشوخی همچیو بش گفتم 

من یه دست کت و شلوار گرفته بودم خونگی چند روز گیر داد که چطور روت میشه اینا بپوشید خیلی کوتاهه وای م ...

ببخشا پشت کوهیه 

تو رد کن بره بزار ب حساب عقب موندگیش

هرچی گفت بخند بسوزه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792