ما داریم یه شغل براش راه میندازیم چون اوضاع مالی خوبی ندارن و ما به خاطر اون اومدیم اصرار کرد اومدیم شهرستان دخترش خانواده مادریش خیلی لوسش کردن و هر چی بگه میگن چشم اومد اینجا زد شارژر منو تیکه تیکه کرد با زبون خوش گفتم برو بیرون از اتاق تا خراب کاری نکردی یکاری کرد بچه خودشو میزد به در و دیوار ۴ سالشه ببین آدم قورت میداد
داییم رفت خونه خودشون زن داییم بچه رو برد داییم تازه برگشت اینجا یهو زنداییم زنگ زد گفت بگو مامانت اسپند دود کنه براش یا تخم مرغ بشکنه براش ممکنه چشمش زده باشن بچم داره خودشو میکشه😐
اخه امروز فقط و فقط ما دیدیمش تازه هم اومدیم شهرستان یعنی منظورش دیگه ما بودیم درسته؟؟بچشو خیلی دوست داریم ک نمیتونم خوب فکری کنم راجب این موضوع