حالم اصلا خوش نیست. تو بارداری متوجه اولین خیانت شوهرم شدم ۷ ماهم بود با هزار بدبختی باردارشده بودم سرکلاژ و فلان و بیسار. حالم افتضاح بود. یعنی بهش فرصت دادم ولی گندزد. اصلا حال خوشی ندارم هم دلم هم عقلم میگه باید جدا بشم ولی دخترم ۱ سال و نیمشه. بخوام با خودم ببرم نمیتونم کارکنم. بخام بزارمش پیش پدرش هم دلم نمیاد. موندم تو برزخ. شوهرمم قبلا ب موندنم اصرار میکرد ولی الان اصلا. البته فک میکنم همش بخاطر اینه ک فک میکنه من بخاطر بچه نمیرم. الان موندم بین زمین و آسمون. از لحاظ مالی هم خیلی قوی نشدم. حق طلاق دارم. خسته شدم از این همه استرس خیانت شبا همش خاب میبینم بچمم اینجور ناآرومه. نمیدونم چ کنم. قلبم داره میسوزه