ناهارم نخورده نمی دونم چی کنم خیلی خستس روزای دیگه هم ۷ صبح میرفت تا ۱۰ شب الان استرس دارم امشب اومد خونه چطوری رفتار کنم
چون کلا خودش وقتی که خیلی خسته میشه افسرده هم میشه و این کاری هم که داره دوسش نداره یجورایی به اجبار میره چون هم کارش زیاده و هم پول نمیدن با پدرم شریکه و پدرم چهل ساله این مشتریارو اینجوری بار آورده که مثلا پول نمیدن و .. یا کار رو فوری می خوان و شوهرمم حرص می خوره
البته ناگفته نمونه که من اجبارش نمی کنم که حتما این کارو ادامه بده خودش میگه زشته من پدرتو تنها نمیذارم حتی من چندباری ازش خواستم از کارش در بیاد ولی نمیاد
حالا الان جدیدا بیشتر تو خودش میریزه بروز نمیده خستگیاشو ولی در عوض عین یه آدم مردست حتی احساس می کنم از دوست داشتنش نسبت به من هم کم شده ولی از خودش که پرسیدم میگه نه
بخدا اصلا نمی دونم چی بگم چیکار کنم مستعصل شدم