اینااومدن که حرف مهریه و اینا بزنن من قبلش گفته بودم اگه خواستن چونه بزنن بهمش بزنین اصلا خوشم نمیاد از چونه زدن یعنی چی مگه میخواین وسیله بگیرن
ما گفتیم ۱۱۴ تا بابا مامانش من و من کردن ولی چیزی نگفتن پسره برگشت گف بیشتر از۱۰۰ باشه مالیات میاد و فلان و یه فامیل داریم به خاطر مهریه زندان و فلان
بعدش باباش برگشت گف با لحن شوخی که کمش کنین و فلان مامان و بابام چیزی نگفتن و داداشم برگشت گف ۷۲ تا این وسط منم داشتم از حرص می مردم یعنی چی آخه مگه رو مهریه انقد چونه میزنن اینا نظرشون رو ۱۴ تا بود ولی کی بود که قبول کنه اینم بگما اینکه مهریه رو گفتیم ۱۱۴ تا میخواستم واکنششون رو ببینم فقط میخواستم روز محضر وقتی میپرسن که تو عقد نامه مهریه چقد باشه بگن ۱۴ تا
اولای آشنایی هم یکی دوبار ازم پرسید که مهریه چقد باشه منم گفتم این چیزا برام مهم نیس ترجیح میدم رو مسایلی باهات حرف بزنم که تو آینده زندگی مون تاثیرگذار باشه اونم چیزی نگف بعد یه سری دیگه همون اولای آشنایی مون پرشید که مهریه چقد باشه منم گفتم ( الکی گفتما) ما رسم دلریم ۳۰۰ تا سکه مهر میکنن اونم گفت زیاده منم گفتم مارسممون اینه اونم قبول کرد بی هیچ چون و چرایی
بعد که اومدن خونمون حرفشو بزنن برگشته میگه نه زیاده خلاصه ۷۲تا شد بعدش عند المطالبه شو حرف نزدیم که باز اون میگف باید عند الاستطاعه باشه منم گفتم نه ممکن نیس ولی دیگه چیزی نگف بعدش
فردا اون روز پرسید راضی شدی برای ۷۲ دا منم گفتم مهم نیس