از دیروز دعوتمون کردن رفتیم خونه باغشون توی داهاتمون دختر دایمه
بعد دیروز که از راه رفتیم خواهرم که از منو عروسمون بزرگتره همش کار میکرد و عروسمون بیشتر پیش داداشم بود موقع ظزف شستن فشار آب کم شد ظرفا رو بردن تو حیاط که بشورن منم پام درد میکنه نمیتونم بشینم خواهرم و زن دایم شستن
چی بگم والا من خودم خیلی کاری بودم خانواده شوهرم بشدت سواستفاده کردن یعنی جوری بود که من حامله پابه ...
من اولش که از اشپزخونه اومدم بیرون یکم سرد رفتار کردم ورفتم لباسو چیزامونو آوردم گذاشتم جلو در که یعنی ذیگه میخوایم بریم اون از من بدتر سرد رفتار میکرد
من اولش که از اشپزخونه اومدم بیرون یکم سرد رفتار کردم ورفتم لباسو چیزامونو آوردم گذاشتم جلو در که یع ...
این معلومه هفت خطه شوهرش هم که داداش شماست پشتشه!!حریفش نمیشید به خدا منم زانو درد کمردرد گرفتم دست از سرم برنمیدارن!!!
دوستای قشنگم این کاربریم رو برای همیشه میبندم امیدوارم روزهای شادی پیش روتون باشه پر از خنده و موفقیت و شادی 😍 هرمشکلی داشتید اول با توکل به خدا دوم با تلاش و سوم با دعا حلش کنید 💚
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
دوستای قشنگم این کاربریم رو برای همیشه میبندم امیدوارم روزهای شادی پیش روتون باشه پر از خنده و موفقیت و شادی 😍 هرمشکلی داشتید اول با توکل به خدا دوم با تلاش و سوم با دعا حلش کنید 💚
برامن پیش اومده،اوایل ک ازدواج کرده بودم جاریم و خواهرشوهرم میخوردن و میکشیدن کنار،یکیش میگفت دستشوئی دارم ،اون یکی میگفت بچم داره گریه میکنه،هیچی دیگه ظرفامیموند رو دست من ،منم ی نفر ادم باید ظرف ۱۰۰تاادم رو میشستم،از قضا ی روز غذاخوردیم و سفره جمع شد ک اومدن از زیرکار دربرن منم قشنگ بهشون گفتم از زیر کار درنرین،خودتون خوردین خودتونم میشورین،ایجوری شد ک دیگه حساب کار دستشون اومد و فهمیدن اگه کسی حرف نمیزنه خر نیس،احترام نگه میداره