سلام دوستان بنده بخوام کلی بگم
سر وضع ساده و یه اخلاق کاملاً مودبانه دارم
و کاملا حریم ها رو رعایت میکنم
یه مدتی هست با همکار شوهرم رفت و آمد خانوادگی دارم همسر ایشون خانم معلم باوقار و محترمی هستن
که از نظر ظاهری ایرادی ندارن
ولی متاسفانه تو دیدار ها وقتی تو جمع بودیم همسر ایشون
خیلی به من با نگاه های عمیق و معنا دارمیکردن چند بار خودم رو از نگاه های ایشون قایم کردم
ولی بی فایده بود
تو کل این مدت کوتاهی که باهم آشنا شدیم
به یه بهانه های مختلف کاری میکنه که خانواده ها همدیگه رو ببینند
چندشب پیش خانومشون برای شام ما رو دعوت کردن
و من یه بهانه آوردم و رد کردم
باز دیشب زنگ زدن که با هم بریم خونه باغشون باز یه دلیل آوردم باز امشب تماس گرفتن بریم پارک یهویی خودمو به مریضی زدم که نریم
ادامه داره