با حیرت گفتم: «خب، آخرین باری که مرا دیدی تازه زایمان کرده بودم».
اما دلم میخواست بگویم: «بعد از آخرین دیدارمان، من سومین فرزندم را به دنیا آوردهام و ششمین رمانم را منتشر کردهام. هیچکدام از اینها به اندازه سایزم مهم و جالب نیست؟» ظاهرا که نیست. کمرم باریکتر به نظر میرسد! فرزند و کتاب چه اهمیتی دارد! بالأخره اتفاق خوبی برایم افتاده که باید به خاطرش جشن بگیرم!
روز بعد که داشتنم با هواپیما از ادینبرو به شهرمان میرفتم، موضوع زنان و سایزشان داشت روی فکرم سنگینی میکرد. در هواپیما شروع به خواندن روزنامه کردم و بلافاصله چشمم به مقالهای درباره ستاره موسیقی پاپ، پینک، افتاد.
آخرین تکآهنگ او، «دختران احمق»، مرهمی برای افکار آزاردهندهام درباره زنان و لاغری در این مدت بود. «دختران احمق» طنزی درباره الگوهایی با اندام ترکهای برای دختران امروزی است، ستارههایی که بزرگترین موفقیتشان داشتن لاک ناخن تمیز و مرتب است، یا تنها آرزویشان این است که در روز عکسشان با چندین دست لباس متفاوت گرفته شود و تنها خاصیتشان در دنیا حمایت از تجارت با خرید کیفهای گرانقیمت و سگهایی است که به اندازه موش هستند.