2777
2789
عنوان

داستانی برا درک بیشتر

62 بازدید | 5 پست

چند تا از حرفهای یک مرد.

سر کارمون یه مرده هست آخر هفته‌ ها دو شیفت یا سه شیفت وای میشه،،خیلیا درکی‌ نکردن از کارش و پشتش حرف میزنن و توهین میکن..شیفت ما ۱۲ساعته س،با دو ساعت مسیر رفت برگشت(بدون تایم استراحت و همه چی ممنوعه از گوشی و سیگار و حتی بستن چشم در حد یه دقیقه و جریمه داره)..این مرده هم تو قسمت سختی همش سر پا و کار سنگین صنعتی،صب میاد تا شب،شبو با ما میمونه،دوباره صب تا شب میمونه بعد می‌ره خونه،ینی ۳۸ساعت بکوب...اون روز تو رختکن هم صحبت شدم باهاش،وسط صحبت یهو پرسید مجردی؟گفتم ارع،گفت خوش بحالت.....منم درآوردم به شوخی گفتم خوش بحال شما تو ارزونی ازدواج کردید خونه زندگی درست کردید...

یهو غم رو تو چشماش دیدم انگار کلی فشار و سختی به آخرش رسیده بود و نیاز داشت سر ریز بشه،،یهو با لحن آروم و غمناک گفت خونه و زندگی!!!من فقط بدبختی درست کردم واسه نزدیکام،میرم خونه شرمنده زنمم ،نمیتونم تو صورتش نگا‌ کنم،دوتا دختر دارم الان باید اونا تو ناز و نعمت باشن،ولی فقط هزینه‌ تحصیلشون رو میدم چیز دیگ از دستم بر نمیاد،تفریح خاصی ندارن و....میگف دیگ عین قبل سه شیفت نمیتونم وایسم موندنی انگار میرم تو حالتی عین کما،چیزی مانند جنون،مجبورم دو شیفت وایسم..و......

گفتم دشمنت شرمنده مرد،تو تقصیری نداری اون موقع ک تو ازدواج کردی و بچه دار شدی مملکت این نبود،دلار این نبود،،هممون عین توعیم خودتو مقصر ندون تو ک نمی‌دونستی اینجوری میخواد بشه.(دنبال چیزی بودم ک فقط توجیه کنم اون حس تقصیر رو از دوشش بردارم)

وقتی باهام حرف میزد چشاش پرشده بود،ینی با زور خودشو نگه داشته بود...از اون روز حرفاش همش تو سرمه.این آدم داشت خودشو تو کار شکنجه میکرد تا یذره حس گناه و عذاب وجدانی ک  نسبت به خانواده اش داره کم بشه.

خواستم بگم یکم بیشتر هوای همدیگه رو داشته باشید،همه خسته ایم،همه جا درده،حداقل خودمون برا همدیگه درد نباشم..


اگه مستاجر نباشه 

بیمار نداشته باشه

مهریه نده

احتمالا خیلی بد خرج میکنن

دوست من شوهرش یه کارگر ساده اس ولی خوب مدیریت میکنن میگه اصلا کم نمیاریم تازگیا ماشینم خریدن

یه طرف توکل به خدا و برکته

نماز اول وقت شاه کلید حل مشکلاته 

طرف دیگه قناعت و جلوگیری از اسرافه

بعدشم

سه تا خانوم مثل چغندر تو خونه موندن ایشون بیاره بخورن 

الان کاری چیزی جور کنن یه درآمد کسب کنن

اطراف من کلی خانومه که دارن با فروش وسایل تو خونه شیرینی پزی

خدمات، بافتنی، خیاطی، منجوق دوزی، عروسک سازی، شمع سازی، خمیر و چوب وکارای دیگه پول در میارن. اینکه یه نفر فدا بشه بقیه هم همش حس کمبود بدن بهش ظلمه

اگه مستاجر نباشه بیمار نداشته باشهمهریه ندهاحتمالا خیلی بد خرج میکنندوست من شوهرش یه کارگر ساده اس و ...

بله حرفاتون درسته.ولی باید به ریشه اصلی نگاه کرد،مشکل‌ما حکومته،تا کی این مدلی دووم بیاریم،این اسمش زندگی نیس.

چرا باید یه دختر ۱۳,۱۴ساله به فکر کارکردن باشه تا کمک خرج خونه بشه،در حالی ک اون باید درس بخونه و تو دنیای کودکیش باشه..این چیزا فقط صورت مسئله رو پاک میکنن برا مدت کوتاهی...

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

بله حرفاتون درسته.ولی باید به ریشه اصلی نگاه کرد،مشکل‌ما حکومته،تا کی این مدلی دووم بیاریم،این اسمش ...

قرار نیست مثل تراکتور کار کنه

همینکه اوقات فراغتشون سه تایی یه کار هنری انجام بدن خرج و مخارج کوچیک خودشونو در میارن 


فرض کن یه پدر بیاد اینجوری زحمت بکشه پول و مال جمع کنه برای دخترش بعد یه داماد مفت خور بیاد این پول ...

سلام.امیدوارم ک این سوالت ناشی از بحث قدیمی مون نباشه...

 نمیدونم چی بگم،من نه پدر هستم نه دختر دارم،متاسفانه خواهر هم ندارم..ولی خوب صددرصد حس خیلی بدیه..

با اون دید منفی که نسبت به یه نفر دارید چرا به کل اون جنسیت و جامعه نگاه می‌کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792