خانما پدرشوهر مادرشوهر من همیشه خدا باهم هماهنگن هر کاری میخان بکنن تیکه بندازن دخالت کنن و حرف بسازن ..بعدم میشناسمشون هیچ حرفیو الکی نمیزنن .قضیه از این قراره چن ماه پیش یه ژل شستوشوی واژن گرفتم روش نوشته سفید کننده لابیلاها و این چیزا من این ژل و گزاشت بودم تو کمد روشوییمون بعد اینا اومدن خونمون مادرشوهرم بیسواده پدرشوهرم روی این ژلو خونده رفته ب زنش گفته.بعد دوروز منودیدن زنش اومده ب من میگه ی فیلمتوماهواره دیدیم یه زنه ترک حجاب کرده لخت بودهفیلمش در اومده بود اونجاش انقد سیاه وپرمو بود من جوابش ندادم دو سه بار تکرار کرد ببینه من ری اکشنمچیه بعدشوهرش میگفت اره فیلم گرفت بودن زنه ترک حجاب کرد بود الکییی این بحثو کشوند بودن وسط ک ببینه من ژل خریدم و ...قبل اونم هزارتا تیکه دیگ بم انداختن الان بعد سه ماه میخام امروز ببینمشون چی ب مادرشوهرم بگم.