صاحبکارم یهبچه بیش فعال داره هر روز میاد وسیله هامو بهممیزنه دست میزنه به کیفم و ...
یا مثلا بر میداره کثیف کاری میکنه همش واقعا دیگه حوصلشو ندارمچیزی هم شدنی هی میگه اینجا مغازه ماست دیگه پسرش ۴ سالشه...
بعد یه روز برداشته رژ منو زده رفته به مامانش گفته خاله بهم رژ زده فرداش اومد مغازه گفت مامانم میگه دیگه نزار دختره چش سفید بهت رژ بزنه بعد یه پسر بزرگ هم داره که ۱۳ سالشه کلا کرم داره انگار فقط فکمیکنه منبا اعضای کارکناندوستم همش میگه با این و اون دوستی؟ خلاصه دختر عموشون میاد پیشماونم از دستشون عاصیه میگف که یبار به بچه گفتم منو دوست داری گفت اره ولی مامانم گفته دوست نداشته باشم منم همه اینارو که نوشتم رو بهش گفتم الان عذاب وجدان گرفتم که چرا گفتم نکنه با صاحب کارم بر بخوره