خدا صبرت بده خیلی سخته خیلی
دوست من ۱۵ سال مادرشو نگه داشت
بعد که فوت کردن
خواهر برادرای دیگه ش جمع شدن تقسیم ارث و میراث
کلا به این یه تابلو نقاشی روی دیوار بود دادن که زوار در رفته بود ۱۰۰ هزارم نمیارزه
بیچاره طفلی سه ماه بعد از فوت مادرش
مجبور شد ازدواج کنه اونم با یه مرد معتاد
چرا
چون خواستگاری نداشت
از این خونه به اون خونه شده بود
عروسا اذیتش میکردن
دوستم خیلی سختی کشید
همیشه میگه
مادرم منو به دنیا اورد که زیرش لگن بذارم
فکر کن مادرش ۱۶ تا زاییده بود
من رفتم خونشون فکر کردم مادربزرگشه
همون کلاس پنجم بودیم هم علیل بود خدابیامرز افتاده بود
میخوام بگم از تو بدترم هستن
حالا شما خسته ای
میتونی ببری موقت خانه سالمندان بهزیستی
ده روز بیست روز استراحت کنی