تازه ازدواج کردم شوهرم نمیذاره پامو از در بیرون بذارم وقتی مجرد بودم تقریبا هفته ای یکبار بازار میرفتم بخاطر شغلم مجبور بودم بازار زیاد برم ولی الان ۶ ماهه ازدواج کردم دیروز با شوهرم از داخل بازار گذشتیم با تعجب به شهر نگاه میکردم و بهش گفتم آخرین باری که به مرکز شهر اومدم وقتی بوده که اومدم لباس عروس انتخاب کنم .هیچ جوره راضی نمیشه بیام بیرون .هر وقت هم که میرم به پدر مادرم سر میزنم بهم تهمت میزنه میگه معلوم نیست تا حالا کجا بودی .حسرت یه بیرون رفتن معمولی با خواهرم به دلم مونده چه برسه دوستام آنقدر چهرم رنگ پریده بنظر میرسه که هرکی میبینه میگه چقد لاغر شدی نمیخوام جوونیم به پای این روانی شکاک حروم شه مگه چند سال دیگه شورو شوق جوونی دارم .نمیدونم چیکار کنم همش بهم تهمت میزنه میترسم ازش جدا شم آبرومو ببره از این که مطمئنم نه راه پس دارم نه راه پیش🥲🥲🥲🥲😔😔😔😔