اقا دوس ندارم باهاش ازدواج کنم ، چون رفتم براش گفتم که چقدر سهل انگاری کردم تو درسا همه چیزای درسی که از مامانم پنهان کردم رو رفتم بهش گفتم ، این شخصیت ادمو ضعیف میکنه دیگه
اونم ۱۰ ۲۰ تا ویس انگیزشی فرستاد ، خواستم گریه کنم اخه پسر اینارو تو براااا کی میگییی من که اصلا به هیچ صراطی مستقیم نیستم
از این جهت ازدواج کلا اینجوری نیستم که بخوام دلم میخواد بذارمش کنار و بشینم سر درسم ، قضیه ای که براش ناراحتم اینه که نمیتونم تمرکز کنم همش اهمال کاری میکنم