طرف برگشته میگه فلانی و فلانی (یه خانم و یه آقا که نسبتی باهم ندارن و متاهلن جفتشون)
وسطای مهمونی رفتن تو اتاق برگشتن لبای جفتشون کبود بود:/
حالا منکه گفتم بتوچه و تو چرا دخالت میکنی ولی یعنی چی کبود بود لب مگه کبود میشه
اصلا کبودی هیچی اون دوتا مگه همو میشناختن
هرچیم به طرف گفتم یعنی چی گفت خودتو زدی به خواب هیچی
والا من نفهمیدم
احساس خنگ بودن دارمممم