اقا من امروز امتحان شيمي داشتم
بعد به اون راننده كوفتي گفتم ١٢ ميام ١١:٥٠ در اومدم رفتم با دوستام بيرون
اين منو ديد
١٢:٠٥ دقيقه رسيدم سوار ماشين شدم كلي داد و بيداد كرد سرم زنگ زد بابام
اره دخترتون بيست دقيق ست تو كوچه با دوستاش ميچرخه و...
يطوري گف بيخشيد ميخواست بگه من خرابم
اخرشم گف بايد بهتون اطلاع ميدادم 🤡
قط كرد با لحن خاصي گف به هرحال من بايد اطلاع بدم مسئوليت شما با منه پسفردا يچي بشه خانواده يقه منو ميگيرن🤡