من یه موضوعی برام پیش اومده بود و سخت و قاطعانه روی حرفم بودم ولی بد کم کم خودم و یه سری از اعضا خانوادم نرم شدیم و هیچ باگی نمیدیدم بعد چند تا مشکل پیش اومد بعدم سر همشون منو و مامانم حسابی ناراحت شدیم و غصه و بغض و اشک
حالا آرومیم اما گاهی بی علت عصبانی میشیم و ناراحت
و چند روز پیش اصلا حال بدمون دست خودمون نبود
چکار کنم سنگینی دعا اونا از زندگیمون بره