یکی از دختر های فامیل شوهرم شیدا(اسم مستعار) چند وقت پیش بهم گفت که یکی از مردای فامیل مهدی(اسم مستعار) بهش دایرکت داده و سعی داشته مخشو بزنه و حرفای اونجوری زده من اول باور نکردم آخه این مهدی و زنش عاشق معشوقن ۲تا بچه نوجوون دارن خوشبختیشون زبون زده؛ شیدا بامن احساس صمیمیت میکنه اما من زیاد باهاش قاطی نمیشم خلاصه برای اینکه باور کنم صفحه چت رو بهم نشون داد منم بهش گفتم اسکرین بگیر مدرک بمونه
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
شوهرم بدون اینکه با من مشورت کنه قبول کرد دعوت رو من مطمن بودم شیدا خانوادش هم بیاد خودش نمیاد امروز چون سرکار بود و میدونستم راحت میتونه حرف بزنه بهش زنگ زدم
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀
خلاصه من خیلی تعجب کردم نه به اون ناراحتی چند ماه پیشش نه به این خوشحالیش اینم بگم من شیدا و خانوادش یه سفر ۱۲ روزه رفتم اونجا خیلی رفیق شدیم اونم خواهر نداره آخرین روز سفر جریان دایرکت پیش اومد که بهم نشون داد