توف تو این روزگار عنی دخترای مردم به فکر پیش رفت و زیبایی و باشگاه و شوهر و درسن من عقب افتاده افتادم کنم خونه که جرا منو نخواست حالا اون رفت ولی خودم ترکش کرده بودم ولی از اینکه منت نکشید ناراحتم از اینکه هیچ کس بعد اون نیومد ناراحتم احتمال داره پیش دعا نویس دعا گرفته ولی آلام اون تو شاسیش نشسته داره میره ایرلاینش اوف کارمندای دافش دوست دخترشم که با پول این رفته پزشکی خونده ددختررو زیر رو کرد توف به شانس من ریدم تو شانس