ما بعد یک سال تلاش این آقا رفیق شدیم و همکلاسی قدیم زبانم بود بعد پنج سال پیداش شد در حالی که من پنج سال بود اون زبانکده نمیرفتم و گفت خوشم میاد و فلان منم بعد یک سال رفیق شدم شمارمو پیدا کردنش جریان داره بعد ۳ هفته رل زدیم من اصولا آدم سردیم و یکم سفت اما یه روز دوستم گوشیمو برداشته بود و از طرف من عشقم خطاب کرده بود به خدا تا اون موقع از زبونش کلی حرف عاشقانه میریخت دوستانم زورم کرد منم دیگه عزیزم و اینارو گفتم نمیدونم چرا سرد شد 😑😂
خلاصه اواخر ماه دوم بود که میگفت حوصلتو ندارم فلان من بد وابسته شده بودم تحملش میکردم یه دو روزی بود من زنگ میزدم به این دوستش جواب میداد و گلیم دعوا میکردیم خلاصه مطلب یه روز قهر کردم بعد ۲ ساعت گفت بیا برگرد و فلان منم خر برگشتم گفت میخوام ببینمت گفتم وایسا بعد سه ساعت از خونه زدم بیرون گفتم مامان من میرم گفت باشه نمیدونه جریانو مامانم خلاصه زنگ زدم بهش دوستش برداشت گفت امیر نمیخواد ببینتت فهمیدم این کوکش میکنه گفتم ادمو سگ گاز بگیره ولی خیط نشه دوستت چند دقیقه پیش بهم زنگ زد برا غلط کردم من فهمیدم اکسمو داره خفه میکنه